پرنسس رزالینپرنسس رزالین، تا این لحظه: 10 سال و 28 روز سن داره

شاهدختِ من

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا

کُرد... این واژه استقامت و درد را در هم میشکند.عجین میکند.افشره میگیرد.و همان بدو تولد به کام کودکانش میچکاند. و اینچنین است که اگر کُرد باشی بی مزد و منت غم دورانها را به دوش میکشی اما نه دم میزنی نه خم میشوی.  شماره حساب جهت کمکهای مردمی به زلزله زدگان اعلام شدند. منتظر کمکهای دست و دلبازانه ی هنرمندان مدعی و هم قطارانشان هستیم! چند دست لباس تمیز و نوی رزالین جانمان و کاپشن دست نخورده ی امسالم رو کنار گذاشتم و همسرم هم برای اهدای خون اقدام کرد.  * 24 آبان روز کتاب و کتابخوانی گرامی باد.امیدوارم همیشه ساعاتی برای کتابخوانی کنار بگذارمو لذتشو ببرم.روزهای پیش رو جون میده واسه پارتی کتاب و نوشیدنی داغ! ...
22 آبان 1396

آبان بی فراز و نشیب

دقایق آبانی، آرام و پر مشغله میگذرند. یکجور ایستایی توام با آرامش. رزالین جانمان هر روز بازیگوش تر و کنجکاوتر از دیروز است و منو همسرم خسته تر و پخته تر! فقط اومدم بگم خوبیمو برم دنبال روزمرگی.شاد باشی همیشه دخترکم.😊
13 آبان 1396

زندگی به وقت ماه هشتم

این روزها طلایی و خنکه. آبان خوشرنگیه. منم مشغولم. هم نوشتن هم یادگیری زبان سوم.همسری هم کار و مطالعه و آخر شب تبادل داده داریم وگرنه رَممون میسوزه و میهنگیم😊.پرنسس هم شدیدن تحت تاثیر جو پاییزیه. لحظاتی از تایمشو به دمغی میگذرونه.خصوصاً بعد از چرت عصرونه ش. البته بخاطر رویش دندونهای آسیاب هم هست.عزیزکمون خیلی اذیت میشه.امیدواریم راحت بگذرن این روزها 😘 😘  قربون فیگورت برم من گلدن رز 😍 😍  حرکات موزون نازدونه جونم بلافاصله بعد از بیداری! 😍😍 ...
3 آبان 1396

سیزده ماهگی پرنسس رز 👑

سیزده ماهگیت مبارک شاهدختم. فرشته ی من.الهی همیشه شاد و سلامت و موفق باشی زندگیمون 😘😍 من کیک بادام پختم بابایی هم واست عروسک کوکی خرید.مبارکت باشه عشقمون💖👑  چند قاشق کته ماست میدادم نوش جون میکردی. قاشق چهارم امتناع کردی و سر میچرخوندی. اصرار کردم یهو گفتی ایییش! 😐   بوسه بارونت کردم 😘😍😘😍😘😍 سی دی های خاله ستاره رو دوستشون داری و با حرکات موزون واکنش نشون میدی😊
30 مهر 1396

روتین

* حالم بد بود. دراز به دراز افتاده بودم.گلدختری با اسباب‌بازی هاش مشغول بود و گاهی سرشو بلند میکرد و معصومانه نگاهشو میدوخت به چشمام. یهو تند تند اومد سرشو گذاشت روی سرمو سفت منو چسبید.بغلش کردمو هزارتا بوسیدمش. سریع پا شدم مسکن خوردم که دخترکم منو پریشون نبینه ناراحت شه قربون دل کوچیکش برم.چند دقیقه ای هم واسش شعر خوندمو باهاش بازی کردم که خیالش راحت بشه.و دوباره افقی شدم اینبار روی زمین. ** اتفاقی وبلاگی رو یافتم و داشتم میخوندمش. خوشم اومده بود از حال و هواش از بیان ساده و بی‌تکلفش.یه جورایی عامیانه ی باحال . یهو دیدم آخرین پست نگاشته ی سال 90 . چه بد بود! انگار داشتم به نجوای کسی گوش میدادم و بعد فهمیدم ضبط صوت بوده.اگه روزی...
24 مهر 1396

جمعه نامه

این جمعه بعد از بیدارباش به همراه همسری دستی به سر و روی خونه کشیدیم.قرمه سبزی تیره مورد علاقه ی همسری و چای کیکی که از صبح زود تدارک دیده بودم نوش جان کردیم و طبق روال هر هفته دورهمی عصرانه در کافه ای دنج داشتیم.آرامش بود و خنده و شیطنتت خوش گذشت. این هم شما رزالین جانمان 😘😍 * برنامه هام بهم خورده. ذهنم پا در هوا ست.چون منتظر یه خبرم.اگه اکی بشه با انرژی مضاعف میوفتم روی غلتک و اگه نشه چند روزی ناراحت خواهم بود اما خوبیش به اینه که تکلیفم مشخص میشه و کارهای نیمه تموم قبل رو تکمیل خواهم کرد و خوشنود خواهم شد. ** نجوای درونیم گاهی سر به سرم میذاره و وسوسه م میکنه به فکر ادامه تحصیل مقطع دکتری باشم اونم با وجود رزبانو! قابل پیش&zwnj...
21 مهر 1396

دوازده ماهگی شاهدختم(ویرایش شد)

گلدخترم موهای عروسک محبوبش السا رو شونه میکنه بعد بغلش میکنه و میبوسه😘😍 الهی بمیرم برات مهربونم.  دامنه ی واژگان رزالین خانوم در دوازده ماهگی: مام،مامان،مامِ =مامان بابی،بابا=بابایی آب بده= آب بده بَبَه بده= غذا بده کاکا بده!= غذا بده ایضاً عدوشک =عروسک کاتون =کارتون  آبی=رنگ آبی ژَد=رنگ زرد شَبژ=رنگ سبز عمه=عمه دوشِت = دوست دارم عژیژَ =عزیزم دشت=دست پا=پا یایا =لالا، خوابم میاد نه=نمیخوام بَد بَد = منو اذیت کرد تَتی =تاتی کایی= کجایی اي شیه =این چیه دَدون =دندون  دودو= دودو اسم یکی از عروسکات شِه =سه دو=دو یه=یک شَم =شمع رزبانو چند قدمی هم ...
19 مهر 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ من می باشد