پنجمین ماهگرد شاهدختم
پنج ماهگی مبارک نازدونه خانوم.عاشقتیم عزیزکمون.میوه ی دلمون.دختر بیهمتای ما
. بخاطر بوران شدید شیرینی فرشیها تعطیل بودن ماهگردتو با یک روز تاخیر گرفتیم عسل نمکی خانوم
. این عروسک سخنگو هم از سری عروسکهایی که آقاجون واسه یلدا خریده بودن.مرسی
طبق معمول دختر شیرین ادای ما با اطوارهای نازش دلبری میکنه



بای نان1 های نان2
نان2 رو واست شروع کردم مطابق نظر دکترت . نظر ایشون این بود که چون وزنت خوبه میشه زودتر شروع کرد. خیلییییییی خوابت میومد ولی از شیطونی دست ور نمیداشتی.پف چشمات مشخصه.دکترت گفت یکی از شیطون ترین و با هوش ترین شیرخوارانی هستی که دیده.عقیده داشت چون زود زبون باز کردی و نگاه فهمیده ای داری مشخصه ذهن تیزی داری .منو بابایی هم واست ذووووووق کردیمو دلمون غش میرفت


فعلاً هیچی بجز شیر خشک و آبجوشیده نمیدمت ولی قراره لعاب برنج رو شروع کنم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پنجمین ماهگرد شاهدختم
