پرنسس رزالینپرنسس رزالین، تا این لحظه: 10 سال و 28 روز سن داره

شاهدختِ من

فیلمنامه‌نویسی

بهترم خیلی بهترم. موسیقی مدیتیشن به نام ملودی کاینات حالمو خوب کرده. چند ماهی بود که راجبه متدهای فیلمنامه‌نویسی و اصطلاحاتش تحقیق میکردم.تا اینکه دو هفته پیش اولین فیلمنامه ی کاملم به اتمام رسید.البته یک سه گانه ست در سه ژانر وحشت،اجتماعی و کمدی. این رو برای تمرین و دستگرمی نوشتم.چون هدف اصلیم نگارش یه فیلمنامه ی جامع و بی نقص با موضوعیت مدافعان حرمه. اما این سه فیلمنامه ی کوتاه خوب و جدید بودند و برای ثبتش در بانک فیلمنامه ی خانه ی سینما اقدام کردم و سریع پذیرفته شد. خودمونیم رزالینم مامانیت خیلی باهوش و هنرمنده ها. توصیه به خوانندگان : فروش ویژه ی کتاب در طرح تابستانه شروع شده.تخفیفات خوبی خورده.تا زمانش به اتمام نرسیده ا...
23 مرداد 1396

روح مجروح

حالم خوب نیست.این چند روزه فشار عصبی و عاطفی داغونم کرده جوری که دارم مریض میشم انگار از دست اخبار بد...
22 مرداد 1396

روال عادی و ملس

عشقم یاد گرفته مامیشو بغل میکنه میبوسه. دلم میخواد بمیرم واست. چه خوبه بودنت.چه خوبه هستی.بدون دلبری هم من دیوونتم. قبل از رز بانو از خدا عمر بالای هفتاد سال میخواستم اما حالا دلم میخواد بیشتر از صد سال پا به پات زنده باشم.صندوقچه ی اسرار و تکیه گاه محکمت باشم.با دوستانت دوست و با دشمنانت دشمنی سرسخت و غیرقابل کنترل میباشم.   دورهمی.عاشق محافل زنانه ام.بچه هامون بازی میکنن.یه پرستار بچه ی مهربون هم استخدام میکنیم که حواسشون به نی نی هامون باشه.و از کنار هم بودن لذت میبریم.  سؤال: رزالین کوچولوی نازنین رو با چی تغذیه میکنید؟ هر کودکی سیستم خاص خودشو داره.بنابر وراثت،چگونگی گذران ایام بارداری،بیماریهای بدو تولد و....
20 مرداد 1396

شادی مادرانه

باورم نمیشه! امروز جلوی تی وی نشستی و برنامه کودک دیدی عشق من.منم با خیال راحت وقتم به رسیدگی به امور خونه و کارهای شخصیم گذشت. فقط مادری که یه کوچولوی شیطون و وابسته داره میتونه درکم کنه.این لحظات باید ثبت بشه. به امید تکرّر. فسنجون جاافتاده ای گذاشتم.عود دلخواهمو روشن کردم. شب هم چراغها رو خاموش کردمو چندتا وارمر روشن کردم.تا وقتی خونه کاملاً تمیز و مرتب نشده عود روشن نمیکنم.و الان حس خوب موج میزنه.بابایی گلی هم عاشق این مدل فضاهاست. سبک و روحانی.خلاصه انرژی های منفی رو خالی کردمو مثبتها رو دعوت کردم. میوه مورد علاقم انجیره و به همون نسبت از خشکش بدم میاد.اما انجیر تر واااااای عاشقشم. دوران بارداری هم هر روز هوس میکردم بطوری که یه شب خو...
16 مرداد 1396

پست گذاری با چشمان بسته

* چشمام خسته و خوابالودن اما خوابم نمیاد.هر وقت ذهنم درگیر باشه اینجوری میشم. و الان همه ی فکرم مونده پیش جشنواره ی ادبی جلال آل احمد که فراخوانش واسم ایمیل شده. از طرفی هم واژه ها هجوم میارن و گلدختری نمیذاره بنویسم و این مغزمو چنگ میزنه.بعضی وقتها اونقدر عمیق که حس میکنم مغزم شده خمیر پیراشکی! عادت دارم روی کاغذ و حتماً با مدادهای بازیافتی از روزنامه باطله بنویسم.حس عجیبی دارن این مدادها.انگار میفهمن و از لایه های ذهنم باخبرن.مدادهای آگاه! انگار از چرخه ی تناسخ رد شدن. مدادهای کامل! و بدبیاری یعنی مدادم تموم شده. بابایی گلی هم چندتا نوشت افزاری رفته اما پیدا نکرده. *** از سری خاطرات سفر اینکه تا قبل از رفتنمون شما چهار دستو پا نمیرفتی م...
15 مرداد 1396

خوشا شیراز و وصف بی مثالش

بالاخره ما برگشتیم. ردپای مهرتون رو در اسرع وقت دنبال میکنمو بهتون سر میزنم. دیشب برگشتیم رشت و الان خونه ی خودمونیم عزیزم.سفر خوبی بود.هر روز به گشت و گذار در یکی از مکانهای تاریخی و تفریحی شیراز گذشت اما باز هم وقت کم آوردیم و جاهای دیگه ای از ملک سلیمان موند که فرصت نشد ببینیم. آقاجون بخاطر کارشون مجبور شدن به همراه مامانجون برگردن لار و ما سه تایی موندیم و اون خونه ی دوست داشتنی. راستی تولد حضرت معصومه س و روز دخترِ خیلی گذشته مبارکت باشه گلدخترناز و بینظیرم.همون روز بابایی بهت هدیه دادن و رفتیم زیارت شاهچراغ. زندان کریمخانی  تخت جمشید  پاسارگاد  ​​​​​​ حافظیه  ...
9 مرداد 1396

دهمین ماهگرد شاهدختم

عشق مامان دختر ناز و باهوشم دهمین ماهگردت مبارک زندگی من.کلی عکسو حرف دارم اما فعلاً وقت ندارم ثبتشون کنم.ما خونه ی آقاجونیم در شیراز. آقاجون واست کیک گرفتن و غذا از بیرون سفارش دادن و مامان جون هم عروسک و دو دست لباس خوشکل بهت هدیه دادن و دورهم دهمین ماهگردتو شاد بودیم. ممنونیم.جای دایی جون دانیال عزیزم و بابایی گلی خالی بود.الهی همیشه شاد و موفق و سلامت و مهربون باشی.آمین  ...
31 تير 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ من می باشد