شاهدختِ من
X




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 30 / 7 / 1395 | | نویسنده : هلیا |

در ارتباط با قتل خوفناک اهورا نظری ندارم جز اینکه لعنت به هرزه های هرزه طلب.کسانی که به بهانه ی آزادی بدنبال بی بند و باریند.  برای اینکه پلشتی شان به چشم نیاید سعی در گسترش آن دارند. اگر حادثه ی اهورا ریشه یابی نشود شاهد اهوراهای بیشتری خواهیم بود.اهورا قربانی اهدافی ست که امثال چهارشنبه های سفید دنبال میکنند.

تلخکهای سینمای ایران هم خجالت نکشند خودشان را بی نقاب ظاهر کنند و به جای توییت های بی سر و ته، هشتگ نه به اعدام این قاتل را هم پربار کنند. اینگونه همگون ترند و انتظاری غیر از این از آنان نیست.

حلال و حرام های شرع ابراهیمی که برود دین رفته است حیا رفته است و به دنبال آن انسانیت و وجدان هم محو خواهد شد و انسان میشود پستترین مخلوق. حقیقتی که در این حادثه از مادر و ناپدری اهورا شاهد بودیم.

روحت آرام گیرد اهورا جان 😢

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 27 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

* حالم بد بود. دراز به دراز افتاده بودم.گلدختری با اسباب‌بازی هاش مشغول بود و گاهی سرشو بلند میکرد و معصومانه نگاهشو میدوخت به چشمام. یهو تند تند اومد سرشو گذاشت روی سرمو سفت منو چسبید.بغلش کردمو هزارتا بوسیدمش. سریع پا شدم مسکن خوردم که دخترکم منو پریشون نبینه ناراحت شه قربون دل کوچیکش برم.چند دقیقه ای هم واسش شعر خوندمو باهاش بازی کردم که خیالش راحت بشه.و دوباره افقی شدم اینبار روی زمین.

** اتفاقی وبلاگی رو یافتم و داشتم میخوندمش. خوشم اومده بود از حال و هواش از بیان ساده و بی‌تکلفش.یه جورایی عامیانه ی باحال . یهو دیدم آخرین پست نگاشته ی سال 90 . چه بد بود! انگار داشتم به نجوای کسی گوش میدادم و بعد فهمیدم ضبط صوت بوده.اگه روزی دنیا به پایان رسید و خواستم اینجا رو ببندم حتماً پست خداحافظی خواهم داشت. 

*** ساعت پنج با دوستان خوبم و نی نی های شیطونشون دورهمی داریم و من خیلی خستم.همین الان سه تایی پارک بودیم.همسری طفلک برگشت سرکار.منم نباید تنبلی کنم باید برم چون به خودم و علل خصوص رزگلی خیلی خوش میگذره.

**** بدون ورزش و رژیم خیلی خوب وزن کم کردم و علتش هم معجزه ی دارچینه. امتحان کنید البته اگه طبعتون سرد و تره خیلی خیلی خوب نتیجه میگیرید.

***** ممنون بابت ابراز محبت هاتون . قلبتان سرشار از شادی و مهرتان را سپاس 🌹




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 24 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

این جمعه بعد از بیدارباش به همراه همسری دستی به سر و روی خونه کشیدیم.قرمه سبزی تیره مورد علاقه ی همسری و چای کیکی که از صبح زود تدارک دیده بودم نوش جان کردیم و طبق روال هر هفته دورهمی عصرانه در کافه ای دنج در کنار دوستان داشتیم.آرامش بود و خنده و شیطنت کوچولوهامون.خوش گذشت. این هم رزالین جانمان 😘😍

* برنامه هام بهم خورده ذهنم پا در هوا ست.چون منتظر یه خبرم.اگه اکی بشه با انرژی مضاعف میوفتم روی غلتک و اگه نشه چند روزی ناراحت خواهم بود اما خوبیش به اینه که تکلیفم مشخص میشه و کارهای نیمه تموم قبل رو تکمیل خواهم کرد و خوشنود خواهم شد.

** نجوای درونیم گاهی سر به سرم میذاره و وسوسه م میکنه به فکر ادامه تحصیل مقطع دکتری باشم اونم با وجود رزبانو! قابل پیش‌بینی نیست یهو دیدید انجامش دادم! 

*** برعکس تفکری که بعضی راجبم دارند من اصلاً آدم با گذشتی نیستم. بلکه بشدت انتقامجو ام! من فقط حسابکشی رو میذارم برای وقتش. جوری که بیشترین تاثیر رو داشته باشه و خودم متضرر نشم.البته هیچوقت شروع کننده ی بدی نیستم اما عکس العمل سختی در مقابل غرض مرض ورزان خواهم داشت.فکر نمیکنم خصلت بدی باشه! نظرتون رو دوست دارم.




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 21 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

گلدخترم موهای عروسک محبوبش السا رو شونه میکنه بعد بغلش میکنه و میبوسه😘😍 الهی بمیرم برات مهربونم. 

دامنه ی واژگان رزالین خانوم در دوازده ماهگی:

مام،مامان،مامِ =مامان

بابی،بابا=بابایی

آب بده= آب بده

بَبَه بده= غذا بده

کاکا بده!= غذا بده ایضاً

عدوشک =عروسک

کاتون =کارتون 

آبی=رنگ آبی

ژَد=رنگ زرد

شَبژ=رنگ سبز

عمه=عمه

دوشِت = دوست دارم

عژیژَ =عزیزم

دشت=دست

پا=پا

یایا =لالا، خوابم میاد

نه=نمیخوام

بَد بَد = منو اذیت کرد

تَتی =تاتی

کایی= کجایی

اي شیه =این چیه

دَدون =دندون 

دودو= دودو اسم یکی از عروسکات

شِه =سه

دو=دو

یه=یک

شَم =شمع

رزبانو چند قدمی هم راه میره اما بیشتر تمایل داره دستمو بگیره و کنارم قدم بزنه😘😍 جشن تاتیش بمونه برای بعد از صفر ان شاء الله. دیشب روی تخت ما خوابت برد.وسط خودمون خوابوندیمت.اینقدر تکون خوردی و غلت زدی که بابایی رفت روی کاناپه خوابید تا فضا برای حرکات آکروباتیکت باز باشه.البته قبلش دقایقی هم ازت فیلم گرفت😊

عسل نمکی باهوش، شاد و سلامت و موفق باشی عزیزکمون.آمین

*دوست جونام چه خوبه هستید💖 چه خوبه همدیگه رو داریم 💎

** خواب کسانی رو میبینم که چند ساله حتی بهشون فکر هم نکردم! چه برسه به دیدن یا صحبت کردن.بطوریکه یادم رفته بود وجود دارن! تعبیرش چی میتونه باشه؟

بعد نوشت: خیلی خودمو کنترل میکنم قطره ی مولتی ویتامین رزالین جانمو سر نکشم!  چه خوشمزه ست 😄

*پاسخ به پرسش یک کامنتر بدون آدرس: من امسال رای ندادم چون شناسنامه ی منو همسرم یک هفته قبل از انتخابات غیب شد و دو روز بعد توی کیفی که صدبار چکش کرده بودم پیدا شد!

و اینکه سید محمد حسینی رو دنبال کردم. معجون درست و غلطش بی نقص بود و خوراک اذهان کنجکاو و جستجوگر و بدون پشتوانه ست که مسمومشون کنه.و این پشتوانه روح لطیف و قلب پاکه. البته اون فقط یه شومنه و بهش خط داده شده.هدفش فقط ایجاد اغتشاشه نه بیشتر.خیلی از حرفهاش درسته اما ناخالصی زیاد داره و این باعث میشه خروجی اشتباه باشه. دستاوردش قهقرا ست نه لقاء الله.

* چه عالیه! منو دخترکم 😘😍

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 19 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

روز جهانی کودک مبارک پرنسس نازم عشقمون قلبمون 😍😘💝  این روز به همه کودکان جهان مبارک باشه خصوصاً اونهایی که این سالهای زیبا از عمرشون ربوده شده.

امروز واکسن یک سالگی MMR خانم رز هم تزریق شد و تاثیرش رو یک هفته تا ده روز بعد نشون میده.الهی بگردم گلدخترم گریه کرد🌹💗💓

گلدخترم یاد گرفته محبت کنه. میگه عَژیژَ یعنی عزیزم😍😘💖

به حدی روز و شب بهم چسبیده که حس میکنم یکی از اعضای بدنمه! اگه بخواد فاصله بگیره باید انتهای موهام توی مشتش باشه 😍😘

فنگ شویی چیدمان خونه بهم خورده و منو کمی عصبی کرده.یک گونی برنج گذاشتیم جلو در لباسشویی آخه بازش میکنی و اسباب بازی میریزی توش. یه صندلی جلو در یخچال آخه بازش میکنی و همه چیزو بهم میریزی.دستگیره ی کابینتها رو با کش بستیم.دکوری ها رو جمع کردم و همینطور گلدونها رو. مبل هم گذاشتیم جلو شومینه که سنگهاشو نخوری.تلفن هم روی یخچال.وسایل ورزشی بابا توی جاکفشی. سطل آشغال روی کابینت! خونه شده بازار شام😞

قدم زدنهای مادر دختری در پارک. رز طلایی به صدای نسیم و برخوردش با برگها گوش میده😍😘

و حالا از فضا لذت میبره😍😘

 اینجا هم برگشتیم خونه و خانم رز تی وی تماشا میکنه😍😘

* دوست عزیزی که با چند هویت مختلف کامنت میدی و اصرار داری متفاوت جلوه کنی، شرمندم اینو میگم اما قابل تشخیصه ها😁




[ موضوع : ]
تاريخ : 16 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

 تغییرات عظیم در قوانین عربستان به نفع زنان عرب، سوژه ی داغ این روزها ست. شوکی که واکنش هایی هم در پی داشت.البته از چند سال پیش که شواهد به روی کار آمدن ملک سلمان  و نفوذ بیشتر محمد علنی میشد برای من قابل حدس بود. در این پست میخواهم احقاق حقوق زنان عرب در قیاس با زنان ایرانی را از زاویه ی دیگری نشانتان بدهم! 

زنان ایرانی فریب خوردند.حقوقشان را به موقعیتِ افراد یا جناح های خاص گره زدند.یک کلام، زنان ایرانی خود را هیزم آتش سیاست بازان داخلی و خارجی کردند. یک روز حقوقشان را به پس مانده های پهلوی گره زدند، یک روز به این شبکه، یک روز به آن پیج، یک روز به سبزها، یک روز به بنفشها و... و نتیجه اینکه هر جناح یا فردی بر کولشان سوار شد و همینکه به هدفش رسید با لگدی پرتشان کرد و آن کس که هنوز لگد نزده به هدفش نرسیده! فقط خدا میداند چه تعداد با توسل به همین موضوع امرار معاش کرده و میکنند.من داعیه داران کنونی آزادی زنان را در هر مقام و اندازه ای بزرگترین دشمن حقوق زنان ایرانی میدانم.

دغدغه های کوچک، کوته فکری و دید کوتاه، زن ایرانی را خفیف کرد و تبدیل به دستمایه نمود.همچون کرم دست و پا بسته ای در قلاب صیادی حریص! صیادی که در گوشش رویاهای خوش میخواند.

و کار به جایی رسید که حقوق زن ایرانی با بی حیایی و آشوب و فتنه هم پیاله شد.

اما زن عرب حقوقش معطوف به هویتش ماند.هیچ مرد عربی غیرتش اجازه نداد روی شانه ی ناموسش سوار شود و به سمت صندلی براند! واضح است که باید منتظر تحولات عظیمتری در عرصه ی حقوق زنان عرب باشیم. 

و اما سلسله ی پادشاهی عربستان رو به زوال است.تا جایی پیش میروند که هیچ پادشاهی جز بریتانیا نماند این آنگلوساکسون های رانده شده.

اسماء دگلی 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 15 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

هفتمی و هشتمی هم به فاصله ی چند روز جوونه زدن😘😍   عزیز دل مامان الهی همیشه سالم و سفید بمونن نازگلکم😘😍 . بابایی واست یه باکس دیگه از  حیوانات اینبار حیوانات جنگلی خرید منم کاکای گردویی شیرینی خوشمزه و مقوی گیلانی درست کردم که توی این هوای سرد به معیت یک فنجان چای دارچین خیلی چسبید.شما هم دوست داشتی و چند تیکه ی کوچولو خوردی.نوشجونت عزیزکم😘😍

به قول شکیبا جون الهی حسودات اول پخ پخ بشن بعد  قیمه قیمه بشن بعد به سیخ بشن و بعد کباب بشن به حق پنج تن! این دوست خوبم بنیه ی داعشیش بالقوه ست و تمام ترسم از بالفعل شدنشه و معتقده آرزوها و نفرینها باید منطبق بر زمان آپ بشن😁. هنگامه جون میگفت هر وقت این جمله رو میگه دلم چنجه میخواد😂

* همینکه مامانش رفت قهوه دم کنه پرید پیشمو در گوشم گفت: خاله هلیا میدونی قسمتی از من فرازمینیه؟ 😐.  خندم گرفت.با دلخوری گفت باور نمیکنی؟ گفتم آخه عجیبه حرفت کامیار جونم. دوباره اومد در گوشم زمزمه کردن.پچ پچش قلقلکم میداد. اینبار گفت: تازه شما هم هستی!😓. مثل اینکه یه برنامه از تی وی دیده بود که راجبه جفتگیری انسانها و فرازمینی ها و متولد شدن ابر انسانها بود😂😂 پسر خیلی باهوشیه و قوه ی تخیلش فوق العاده قویه.

** راجبه اینستا صفحه ای با نام کاملم دارم " اسماء دگلی " اما بدون هیچ پستی! فقط گاهی برای کامنت گذاشتن پیرامون موضوعات مد نظرم ازش استفاده میکنم.

***  راجبه پست قبل اینجا کامنت بدید.  و در آخر اینکه چه خوبید💐




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 13 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

یک سلام گرم،  شکفته در جوی سرد و بارانی به همراهان خوبم ☔

* اعمالتون در دهه ی اول محرم مقبول بیفته. من فقط تونستم نیمه شب عاشورا یک ساعتی رو به دعاخوانی و ذکر گویی مشغول بشم و متاسفانه غیر از این هیچ. ان شاء الله سال بعد. هر سال عصر عاشورا، چیزی انگار راه گلومو میبنده و سنگینی میکنه.  دلم میخواد جایی باشم که هیچ کس نباشه و فریاد بزنم. وجودم یک سوگواری خاص میطلبه. اشک به تنهایی سبکم نمیکنه. کنج دلم بیاد مادر شهید حججی بودم. یعنی چی کشیدن این ایام؟ اشک ریختمو براشون طلب آرامش و صبر کردم🌹🙏

** علیه محصولات تراریخته تبلیغ میکنند.به همین بهانه بسیاری از تحقیقات محققان داخلی رو معلق کردند و تولیدات داخلی رو از بین بردند و بر آمار بیکاری افزودند. اما فرآورده های تراریخته رو از خارج کشور وارد میکنند!  بیچاره معده ی ورم کرده ی تاریخ از این همه خوراک فاسد! صوفیان و منجّمان قدیمی معتقد بودند هدف از خلقت رسیدن به کمال وجودیه. و اگر ملتی درجا بزنند یا پس رفت داشته باشند امکان نزول بلایای طبیعی بالا میره و عاقل و نادان با هم متضرر میشن. این چند ماهه ترسم بیشتر شده که ما هم پاسوز بشیم😒😞

*** در ارتباط با فرقه ی ظاله ی حلقه(نمیگم عرفان) هر سوالی داشتید پاسخگو هستم. البته در رد این بی راهه مطالب زیادی گفته و نوشته شده. نمایه ای کلی اگه بخوام ازش ترسیم کنم مثل شرکتهای هرمی میمونه که ازتون پول میگیرن و در ابتدا چند چشمه خوش حسابی نشون میدن و در نهایت میفهمید چقدر زیان کردید و سود اصلی به جیب راس هرم رفته و شما برده ای خودخواسته شدید. فرقه ی حلقه با روحتون اینکار رو میکنه. شما پلکان صعود دیگری خواهید بود و هدفش ایجاد بردگی ذهنیه. هنر تمام این بی راهه ها، مخلوط کردن حقیقتِ کات شده و دروغه. بگونه ای که بطور کامل پذیرفته بشه.حقایقی هم که بعنوان چاشنی و پیشبرنده بیان میکنه قرن ها پیش توسط عرفا بیان شده.چیز جدیدی نیست.اگه مو به تن طرفدارانش سیخ کرده علتش اینه که مطالعه نداشتند و ناآگاه بودند.

هر که را اسرار حق آموختند 

مهر کردند و دهانش دوختند

نه اینکه به مبلغ 50 هزار تومان بشه به  هر فردی آموخت.البته این هزینه ی دوره ی اولشه! با چه مسخره هایی هوطنیم به قرآن! 😷

**** فوت آقای داوود احمدی‌نژاد رو تسلیت میگم. روحشون شاد.




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 12 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |




[ موضوع : ]
تاريخ : 9 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

✋یه سلام با بوی کاه گِل و توسکای نم گرفته به همراهان خوبم.عاشق بارونم و چند روزه روحم جلا گرفته با این بارش پی در پی.شما چطورید؟ خوبید انشاءالله 😊

👶وای خدای من. یک سال پیش همین موقع دخترکم هفت روزش بود. چه حس عجیبی داشتم.هم بعلت اثرات بیهوشی و فارغ شدن و هم وجود فرشته ی نازم. یه احساس لطیف و غریب. همسری رو بیاد نمیاوردم و دور و برمو درک نمیکردم. دلم میخواست رزالین نازنینم رو بردارمو برم یه جای دور زندگی کنم.مثلاً معبدی در کوهستان. الان دلم میخواد تنهایی برم 😐 

🌌شنبه ی پیش رو روز مهمیه. روزی که تعداد فرشتگان روی زمین بیشتر از حد معموله تا طلب استغفار بندگان خدا رو بالا ببرند و نامه ی اعمال رو تکونی بدن.روزی که خداوند توبه ی حضرت آدم و حوا رو پذیرفت و سالها بعد نیز در این روز عزیز توبه ی قوم حضرت یونس پذیرفته شد.قربانی کردن،  تمیز بودن و لباس پاکیزه پوشیدن،  روزه گرفتن و تا جای امکان از امور دنیوی دست کشیدن و عبادت کردن علل خصوص طلب استغفار توصیه و بر بعضی واجب شده.سعی کنیم از دستش ندیم.امسال مصادف با شنبه ست و سالهای دیگه ممکنه نباشه. 

💐سالومه ی عزیزم شیرینترین تایم رو در کنار فرزندان فرشته ش تجربه میکنه.برات بهترینها رو آرزو دارم گرامی دوست.پسر گلم آراد خان هم قراره سفر کوتاهی بیاد ایران و بقول خودش احوال منو رزالین جون رو ببینه و برگرده. ممنونم و منتظریم آقا 😊 😘 

امروز رفتیم کارگاه مبل همسری. قرار بود از بین سه مدل مبل کودک یکی رو انتخاب کنم واسه اتاق گلدخترکم. رزالین جون اینو دوست داشت و سریع نشست.سلیقمون یکسان نیست خانم رز! 😒

💎گلدختری بیدار شد و به زحمت تل کشی واسش زدم بلکه بتونم یه دونه عکس خوب بگیرم و واسه خونوادم بفرستم . رز شیطون من به هیچ عنوان اجازه نمیده چیزی روی موهاش بمونه.نیازمند پیشنهادات و راهکارهای دوستانم🌹

 

مادرانه ام آنقدر میجوشد که دلم میخواهد لحظه لحظه نفس کشیدنت را هم ثبت کنم.بریزمش در شیشه ی کوچکی و به گردنم بی آویزم. درست اینجا...  روی قلبم. و سالها بعد درپوشش را باز کنمو بو بکشم و به همین ثانیه ها باز گردم.در آغوش بگیرمت و میان لبخند دلبرت بگویم دالی عسل دونه ی مادر... 




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 7 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

* همراهان خوبم ممنونم بابت تبریکات تولد دردونه خانوم.شما هم سلامت و پایدار باشید 🌹 

** هنوز با دوستان خاطرات تولد خانم رز رو یادآوری میکنیم و اوقاتمون خوش میشه😊.خونواده ی من هم به علت مسافت طولانی و ایام محرم نتونستن تشریف بیارن و آقاجون لطف کردن و یک میلیون بعنوان کادو برای رزالین جون در نظر گرفتن.ممنونیم. 

*** مهمونهای خوبمون عصر جمعه برگشتن.دو چندان دلگیر بود این آدینه. بعد از رفتنشون خونواده ی کوچیک سه نفره مون رفتیم طبیعت گردی.یه جای فوق العاده.چند مدل گل خود رو همه جا رو رنگارنگ کرده بودن.واقعاً زیبا بود.

در ادامه این شما و این هم قسمت کوچیکی از طبیعت خدادادی رشت بهشت.

شکوفه تمشک 




[ موضوع : ]
تاريخ : 2 / 7 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

تولد رزالین عزیزمون هم به خوبی و خوشی برگزار شد. البته مدیون دوستان بینظیرم هستم.اگه نبودند همه چیز بهم گره میخورد.

حالا وقتشه جامپی فانلی ها رو ثبت کنم! همینطور که میدونید شروع جشن 12 ظهر بود و منو دخترکم باید  ساعت 11 میرفتیم سالن زیبایی.اماااا بیدار که شدم ساعت1:30 ظهر بود! خواب موندیم! گوشی سایلنت بود و تلفن هم از پریز کشیده بودیم. بیدار که شدم هوارتا تماس و پیام از تمام اپ های اختراع شده و نشده داشتم.

بله...ملکه و پرنسس از جشن خودشون جا موندن! 

 رزبانو رو بغل کردمو سریع آژانس گرفتم.توی مسیر اول به هنگامه جون زنگ زدمو گفتم از خودتون پذیرایی کنید تا ما برسیم.طفلک قبض روح شده بود. فکر میکرد اتفاقی افتاده و من مخفی میکنم.بعد با همسری تماس گرفتم و جویای ناهار شدم.باورش نمیشد تازه راه افتادم اونقدر خندید که نفس نداشت حرف بزنه.

بیشتر مهمونها مسافر بودن و به امید ناهار زود هنگام، صبحانه نخورده راهی ویلا شدند و حسابی گرسنه بودند.بعد از تماس و اصرار من با پفک و پاپ کرن و کاپ کیک از خودشون پذیرایی کردند و چند مین بعد همسری ناهار رو به ویلا رسونده بود و مهمونهای خوبم میل کردند. و در نهایت نیم ساعت بعد منو گلدخترم گرسنه و داغون وارد شدیم. دوستان سریع موهامو به شکل رز شنیون کردن و تاجم رو خیلی خوب فیکس کردن.از ظاهرم خیلی راضی بودم.رزالین جون هم وقتی دوستاشو دید کلی خندید و ذوق زده شد اما به محض شروع دی جی بدقلقیش هم شروع شد و پنج ساعت تمام توی بغلم بود حتی موقع خواب.

خلاصه امروز بینهایت خنده شد.به اندازه ی تمام عمرم خندیدم. اما نازگلکم بهونه گیر شده بود و من میدونستم علتش چیه! اول سر و صدای دی جی و دوم عادت داشت اون ساعت تی وی ببینه.چندبار هم گفت کاتو!  

عکسهای تکی شاهدختم متاسفانه کمه چون هیچ رقمه همکاری نمیکرد منم نخواستم اذیتش کنم.

ناهار جشن. اینم سهم ما مادر و دختر 😊 

کیک تولد خانم رز دستپخت خودم 😇 غیر از تاج و شمع الباقی قابل خوردن بود و خورده شد.البته قسمت رزهای رنگی سهم همسری بود که واسش کنار گذاشتم.

متاسفانه از کاپ کیکها عکس ندارم.طعمشون خوب بود و بهتر از اون ظاهرشون عالی شد.اینم پک پاپ کرن و پفک

 آجیل و شکلات 

دستمال سفره ها و خلال دندونهایی که با طرح رز تزیینشون کردم

لباس نازدونه خانومم.تاپشو خریدیم و دامن و گل سرشو دوختمو بهش اضافه کردم. چه بهت اومد ماه من

بعنوان گیفت به مهمون کوچولوهای عزیزمون کتاب داستان کودکانه هدیه دادیم و برای مامانهای مهربونشون هم یک کتاب کم قطر از یکی از نویسنده های ایرانی در نظر گرفتیم که خیلی واسشون جالب بود و خوشحالشون کرد.

نوشته های ایرانی رو به ترجمه های رنگ و وارنگ ترجیح میدم.شاید چون بوی معجون ذهن و قلمش واقعی تره نه مثل ترجمه ها که اغلب چند جملشو هر ننه قمری حفظ کرده و بلغور میکنه.

بعد از اتمام جشن سه تایی رفتیم آتلیه و عکس خونوادگی انداختیم.بی صبرانه منتظر حاضر شدنشم. 

لیست هدیه هات رو چک نویس کردم دردونه خانوم. دست مهمونهای خوبمون درد نکنه.ممنون از همشون.

و اما دخترکم زندگی مامان و بابا،میوه ی دلمون مثل همیشه شادی و سلامتی و موفقیت برات آرزو داریم نازگلکم .آمین




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 30 / 6 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

همراهان خوبم سلام.خوبیم ممنون از همتون🙏

مدتیه مشغول تدارکات تولد رزالین جونم و به شدت سرم شلوغه.الهی قربونش برم😍 این از علت آپ نشدنم😉 هرچند که تعدادی از همراهان عزیز حدس زده بودند💐.

از برنامه ریزیمون بگم که کلاً کن فیکون شد! زمینی شدن فرشته ی نازم 31 شهریوره که امسال مصادف شده با اول محرم. تصمیم گرفتیم زمان جشن رو از ساعت 12 ظهر تا قبل از غروب پنجشنبه در نظر بگیریم که وارد شب اول محرم نشیم.این دهه اهمیت ویژه ای برای من و همسرم داره.

دوم حذف آقایون به درخواست مهمونهای خانم بود که گفتن میخوان راحت باشن😁.منم اینجوری راحتترم و استقبال کردم.البته تقریباً یک سوم از تعداد مهمونهامون کم شد و به 37 نفر رسید.

سوم مکان جشن به علت هوای ملس از داخل ویلا به باغ زیبا و خاص ویلا منتقل شد😊

کیک و کاپ کیکها رو خودم درست میکنم و از امشب دست به کار میشم. کیکهای گردویی با تزیین رزهای رنگی با خمیر فوندانت مد نظرمه😄

این مدت اینقدر رز رنگی درست کردم که نوک  چندتا از انگشتام زخم شده.فدای چشمای ناز دخترکم😘. تم تولد رو رزهای رنگی انتخاب کردیم و خیلی راحت همه چیز جور شد.خصوصاً که باغ پر از انواع رزه🌹

رنگ مورد علاقم بنفشه و لباس منو گلدخترم ست بنفشه با تزیینات زیبای رز.چقدر حرص خوردم که رنگ به این زیبایی ملعبه ی دست یک عده شده 😒

رزبانوی ما هر وقت بخواد تی وی ببینه میگه "کاتو"  یعنی کارتون. و اگه جلو چشمش نباشم صدام میکنه " ماما کایی؟  " ترنزلیت میشه به مامان کجایی 😍 

بینهایت دوست داریم دختر بیهمتا. رزالین دوست داشتنی. همیشه شاد و سلامت و موفق باشی عزیزکم. آمین

دوستان خوب مجازی و نی نی وبلاگ عزیز در شادی ما شریک باشید.دوستتون دارم و به یادتونم 🌹

اینم از دست خط خوانای من که با آدم درد دل میکنه😂 و کارت دعوتها رو بیادموندنی کرد 😉

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 29 / 6 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

"ته خمره ی تابستانی"

بوی گامهایت پیشانی ام را قلقلک میدهد

رد بوسه های زنگار گرفته و ابدی را.

جانم چه نزدیکی!

خیسِ کم نورِ دوست داشتنی ام.

در آرزوی کنجی دنج، لبریز جاری شدنم

بلکه آرام گیرد ایرمای مشوش افکار.

بیا...

نزدیکتر بیا!

وقت عاشقانه های بی وقت 

انقلاب فصلهای پر تکرار.

فراسوی انتظار سالخورده ام،

جلدم مورمور میشود و ترک میخورد

هنگامه ی خلقت است یا تغییر

به هر سو میکشاند اشتیاق است

اشتیاق... 

"اسماء (هلیا) دگلی" 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 22 / 6 / 1396 | | نویسنده : هلیا |

پری دندون دوتا دندون دیگه به دختر خوشکل و باهوشم هدیه داده😍

دو روزی بود که خانم رز بداخلاق شده بود. حدس زدم قراره مروارید جدید جوونه بزنن. مبارکت باشه زندگیمون 😍

بابایی واست باکس حیوانات خرید منم ژله ی شیر و شکلات درست کردم.دسر مورد علاقه ی بابایی که از این به بعد گلدختری هم به علاقمندانش اضافه شد.رفتم گوشی رو بیارم عکس بندازم پدر و دختر نصفشو خوردن. نوش جونتون عزیزای من😍

پاسخ به سوالات همراهان خوبی که ایمیل نداشتن! :

* از میان نان ها من به نازگلم سنگک میدم. 

** "ناشناس" عزیز مسئله ی مهمی نیست! ممنون که بیانش کردید.

*** "سوده" ی عزیز بله فراخوانش رو بصورت ایمیل دریافت کردم اما امسال برنامه ی خاصی ندارم.

** "مامان مهربون" عزیز فعلاً نه! موکول شد به آینده ی نزدیک.




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 20 / 6 / 1396 | | نویسنده : هلیا |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد